خرید بک لینک
امروز خانومی من روزه بود الهی من فداش بشم که تا ۸ شب گرسنه مونده بود

امروز من بطور غیر منتظره ای به خانومیم گفتم که میخوام ببرمت مدینه و خانومم هم میگفت مدینه چیه جدی باش ببینم کجا میخوایم بریم

خلاصه بردمش مدینه ولی مدینه بسته بود بخاطر بارندگی و بعدش ما هم رفتیم آب هویج بستنی خوردیم و همزمان هم توی تلوزیون اخبار میگفت که تگرگ و باران توی کدام نقاط باریده

یه چیزه دیگه هم گفت و اونم اینکه بانک مرکزی اعلام کرده که رمز عابر بانک هاتونو عوض کنید چون رمز ها لو رفته و ما هم بعد از نوش جان کردن بستنی رفتیم و رمز همه کارتهامونو عوض کردیم

بعدشم رفتیم پارک و چند دقیقه ای نشستیم و اومدیم خونه

تا رسیدیم خونه هر دوتاییمون حسابی خسته بودیم و نا نداشتیم

دوستت دارم سمانه جان

برچسب: نویسنده: samar تاريخ: جمعه 24 شهريور 1391 ساعت: 18:14

صفحه بندی